تغییرات زمستانی مانند کاهش رطوبت، کاهش گردش خون، کاهش تجدید سلولی، قرار گرفتن در معرض بادهای خشک، افزایش تابش آفتاب به علت بازتاب اشعه UV از برف و یخ، تغییرات در عادات غذایی و کاهش سطح فعالیت میتواند بر پوست شما اثر بگذارد و آن را دچار چین و چروک کند
زندگی افرادی که بیش از اندازه به دیگران وابسته هستند، به طرق زیر به خطر میافتد:
1- انگیزشی: افراد وابسته به سختی میتوانند خود را بر انگیزند، زیرا آنها نمیتوانند بدون راهنمایی، حمایت و تأیید دیگران کاری انجام دهند.
2- شناختی: افراد وابسته خود را ناتوان و بی عرضه میدانند، چون قبول دارند که دیگران زندگی آنها را کنترل میکنند.
3- عاطفی: وقتی لازم است افراد وابسته از خود مراقبت کنند، مضطرب و آشفته میشوند.
4- رفتاری: اشخاص وابسته مانند افراد محتاج و درمانده با دیگران ارتباط برقرار میکنند.
با توجه به اینکه افراد وابسته بیش از اندازه به دیگران متکی هستند، فشار روانی زیادی متحمل میشوند.
افراد وابسته به توانایی خود برای مقابله با مشکلات زندگی، اعتماد زیادی ندارند، زیرا همیشه روی کمک دیگران حساب کردهاند.
افراد وابسته، بیشتر در معرض خطر آسیبهای روانی و جسمی ناشی از استرس قرار دارند.
استقلال_کودک
در مقابل انجام کاری که خود کودک از پس آن بر می آید مقاومت کنید.
با آنکه اگر بعضی کار ها را خودتان انجام دهید نتیجه ای سریع تر و بهتر می گیرید ، اما در مقابل این تمایل مقاومت کنید و اجازه دهید کودک مستقلانه برای انجام کار تلاش کند.
جمله ی جادویی
می توانی این کار را انجام دهی یا احتیاج به کمک من داری ؟مانند یک جمله ی جادویی عمل می کند ، زیرا کودکان به خاطر حس غرور در اکثر مواقع می گویند خود می خواهند کار مورد نظر را انجام دهند.
اگر کودک گفت به کمک شما احتیاج دارد ، این کمک را به او ارائه دهید و در حین انجام کار هر مرحله را به صورت کلامی برای کودک بیان کنید.
کاری که فرزندتان به اتمام رسانده را دوباره انجام ندهید.
تا جایی که واقعا نیازی نیست ، کاری که فرزندتان انجام داده را اصلاح نکرده یا دوباره انجام ندهید .
مثلا اگر کودک تخت خود را مرتب کرده اما کمی نامنظم است، در مقابل این تمایل که دوباره آن را مرتب کنید مقاومت کنید.
دوباره انجام دادن کار ، کودک را مأیوس کرده و به او این پیام را می رساند که موفق نبوده
باران با ابر آشتی کرد. حالا دیگر خشکسالی نبود. مردم خوشحال بودند که دیگر خشکسالی نبود. ابر و باران با هم آشتی کردند...
عینک عاشق چشمهایی که آن را به چشم زده بود، شد. صاحب آن عینک دختری بود که چشمهای آبی داشت...
پنجره منظرهای زیبا را میدید... دلتنگ شد. دلش میخواست به سفر برود.
پل کنار نیمکت بود. آنها برای هم دوستان خوبی بودند تا اینکه نیمکت را به اوراقی بردند. روح نیمکت پرواز کرد و رفت پل تنها و دلتنگ شد....
این چند پیشنهاد را برای به کنترل درآوردن مدت بازی کامپیوتری او طرح می کنیم
قبل از ارائه بازی کامپیوتری یک محدودیت زمانی مشخص را به کودک اطلاع دهید . برای کودکان در این محدوده سنی می توانید از ساعتهای زمان دار که معمولا در آشپزخانه ها بکار می رود ، استفاده کنید . مثلا به او بگویید تا این ساعت زنگ بزند می توانی بازی کنی و عدد آن را برای مثال روی ۳۰ دقیقه قرار دهید . وقت بازی که به سر آمد اگر کودک به قانون اهمیت داد او را تشویق کنید و برای تمام کردن بموقع بازی پاداش دهید .ولی اگر زمان را ندیده گرفت یا برای زمان بیشتری وارد چانه زنی شد ، به آرامی قوانین بازی را به او توضیح دهید . اگر مخالفت ادامه داشت می توانید بازی با کامپیوتر را به عنوام نتیجه قانون شکنی ، برای مدت محددی متوقف کنید ، مثلا زمان بازی فردای کودک را بگیرید
برای این اعتراص کودک که ” الان من وسط بازی ام . اینجا جای خیلی حساس بازی است و .. ” راه حلی بیندیشید . اعلب بازیه های کامپیوتری ، قابلیت ذخیره سازی بازی را دارند . بنابراین ، بدون خراب شدن بازی، کودک قادر است وسط بازی هم، همه چیز را دست نخورده برای نوبت بعدی ذخیره کند . شاید لازم باشد که این ذخیره سازی را به او یاد بدهید
چند سرگرمی دیگر برای وقتی که “زمان بازی تمام شده است ” برای کودک در نظر بگیرید . مثل کمک در آشپزی به مامام یا کتاب خواندن با بابا یا مامان ، نقاشی کشیدن و …این کار به انحراف توجه او از ابزی کمک می کند و راحت تر دست از کامپیوتر می کشد
به او بگویید قبل از بازی کامپیوتری باید همه کارهایش مثل جمع کردن اتاق و اسباب بازیهایش را انجام داده باشد . یا مثلا قبل از برنامه تلویزیون مورد علاقه باید این کارها انجام شده باشد
از قرار دادن کامپیوتر در اتاق کودک و هرجائی که او بتواند دور از چشم شما به بازی مشغول شود ، خودداری کنید . بطور کلی بهتر است که کامپیوتر در محلی که جنبه عمومی تر دارد مثل اتاق نشمین قرار داده شود و جلوی آن نیز امکان نشستن برای دو تا سه نفر فراهم آید تا هم کاربرد این وسیله زیر نظر باشد و هم بعنوان یک وسیله، به اجتماعی شدن کودک کمک کند
عده ای معتقدند که کامپیوتر باعث ایزوله شدن کاربر و ایجاد بیماریهایی مثل چاقی و تغییر یافت اسکلت بدن ( قوز، انحراف مهره های ستون فقرات و … ) می شود و البته چنبه های مثبت به کارگیری کامپیوتر در آموزش کودکان نیز غیرقابل انکار است : مواردی مثل دیکته، ریاضی و درک متون و خیلی از مهارتهای دیگر . همچنین تقویت مهارت حرکتی ظریف کودکان و سرعت عمل آنها با این بازیها عملی است . اما چراغ خطر مهم این است که کامپیوتر جای روابط اجتماعی کودک را بگیرید و کودک به جای پیدا کردن دوست با این وسیله ارتباط برقرار کنند که این حالت حتی در کودکان فربیک هم به مراتب تقویت می شود و عملا کودک در یک حلقه معیوب قرار می گیرد
نکاتی در مورد خرید بازیهای کامپیوتری
البته بازی باید برای کودک جذاب و لذت بخش باشد تا کودک بتواند از محتوای آن نیز مسائلی را بیاموزد . این چند نکته به شما کمک می کند انتخاب صحیح تری در خرید این بازی ها داشته باشید
بهتر است اول از همه به فکر سرگرم کننده بودن بازی باشید، زیرا که در سن زیر ۵ سال خط مشخصی بین آموختن صرف و تفریح نمی توانید برای کودک بکشید . پس برای اینکه کودک چیزهائی یاد بگیرد لازم است قبل از آن لذت ببرد . مطمئن باشید که کودک بیشتر دوست دارد که زمان خوشی را سپری کند بجای آنکه اهداف آموزشی بزرگترها را برآورده کند .
بازیهایی را انتخاب کنید که بازی بیش از یک بازیکن در آنها تشویق شده و باعث می شود که دو یا سه نفر با هم بازی کنند . به توصیه مرکز ملی رسانه ها و خانواده ها، بهتر است خانواده ها کامپیوتر را به یک وسیله اجتماعی تبدیل کنند . بهترین نرم افزار موجود در این خصوص Lapware ذکر شده است که به شما و کودکتان اجازه می دهد تجربه ای مشترک از کامپیوتر داشته باشید .
بازیهایی را انتخاب کنید که به کودک فرصت های پیروزی را با روش های مختلف می دهد . بعبارت دیگر لازم نباشد که برای ادامه یافتن بازی، کاربر حتما از یگ مهارت به خصوص که تکرار آن برای کودک دشوار است، استفاده کند . تصویرهای کم تحرک و طولانی که حتما با رمز و راز تغییر خواهد کرد، کودک را خسته می کند . مزرعه های اعداد یا جنگل های پر از موسیقی که کودک را بدنبال خود بکشد و هر چه که ماهرتر شد بازی نیز ماهرانه تر قابل پیاده شدن باشد، بهتر است .
به یاد داشته باشید نسخه نوشتاری یا دیداری _ شنیداری در یادگیری کودک از نسخه نرم افزاری می تواند بهتر باشد، مثلا کتاب یک قهرمان خاص آموزنده تر از بازی آن قهرمان خاص برای کودک است .
هنگام خرید همیشه احتمال برگرداندن و پس دادن بازی خریداری شده را با فروشنده مطرح کنید ، چرا که این احتمال وجود دارد سیستم سخت افزاری شما متناسب نباشد یا بازی خریداری شده مانند لیاس ، یک شماره کوچکتر به تن فرزند شما در آید ! یا شما آن بازی را برای کودکتان مناسب ندانید .
بنابر تحقیقات انجام شده، بازی هایی که محتوای خشن دارند، کودک را در معرض افزایش رفتارهای پرخاشگرانه قرار می دهند ، بخصوص اگر به صورت همیشگی بازی شوند و عملا کودک، زمان خیلی زیادی را به این بازیها اختصاص دهد . این نکته ارزش یادآوری دارد که همه بازیهای ویدیویی و کامپیوتری بد نیستند . بازیهای پر کیفیت به کودک فرصت حل مسائل مختلف زندگی و مهارت تفکر منطقی را آموزش می دهد . همچنین بازی کامپیوتری به تقویت مهارتهای حرکتی ظریف، مهارت، سرعت عمل و سرعت انتقال می انجامد . البته کودک را به تکنولوژی اطلاعات علاقه مندتر می سازد .
علل حرف نشنوی فرزندان از والدین
1- وجود خانوادۀ نا بسامان
خانوادۀ خوب باید در امنیت به سر ببرد و بر آن نظام و نظامی حاکم باشد . خانواده های بی نظم و ترتیب که فاقد قوانین مشخص و معین اند ، نمی توانند در تربیت فرزندان حرف شنو موفق باشند . در چنین خانواده هایی تفکر حاکم بر والدین توانایی قانون گذاری ندارد و قادر به نظم بخشیدن و قانونمند ساختن خانواده و روابط میان اعضای آن نیست . در این قبیل خانواده ها دعوا و درگیری در خانواده روندی عادی بوده ، ارتباط های سالم در خانواده حاکم نیست و گاه تهدید ، تنبیه و درگیری بین دو والد نیز دیده می شود . به طور قطع تربیت فرزندانی مطیع و حرف شنو در چنین فضایی ، کاری دشوار یا به عبارت بهتر ، کاری نا ممکن است ، زیرا مقررات مشخصی که فرزند باید از آن پیروی کند ، وجود ندارد جز درخواست ها و نیازهای والدین که این امر نیز در فضای بی قانونی توسط فرزندان به اجرا در نمی آید .
2-عدم تناسب بین وظایف واگذار شده به فرزند با توانایی او
گاه تکالیفی که به بچه ها سپرده می شود ، متناسب با سن و سال و حالات روحی آن ها نیست و این امر مانع انجام تکالیف می گردد . برای مثال ، گاهی ما به فرزند کوچک تر وظایف فرزند بزرگ تر را می دهیم یا از فرزند بزرگ خود کارهای بچگانه انتظار داریم .
3-تحکم و تندی والدین در زمان واگذاری تکلیف
برخی از والدین با عصبانیت و زور می خواهند حرف خود را به کرسی بنشانند . به طور معمول در چنین شرایطی فرزندان ، به ویژه نوجوانان ، مقاومت می کنند یا در صورت اجرای فرمان ، آن را با رضایت خاطر انجام نمی دهند . اما اگر والدین با نرمی و مهربانی انتظارات خود را بیان کنند ، فرزندان بهتر و زودتر به حرف آن ها عمل می کنند .
4-تقویت نکردن فرمان برداری
اگر اطاعت فرزندان از والدین تقویت نشود ، میل به اطاعت را در فرزندان کم کرده ، در موارد بعدی ، رغبتی برای انجام اوامر پدر و مادر از خود نشان نمی دهند . در صورتی که اگر بعد از انجام تکلیف با مهربانی از فرزندمان تشکر کنیم ، در دفعات بعدی تشویق می شود که زودتر به حرف ما گوش کند . شاید بی مناسبت نباشد که در این جا اشاره ای کنیم به روایتی از مولای متقیان ، امام علی ( ع ) ، که در نامه ای به مالک اشتر می فرمایند : خادم و خائن نزد تو یکسان نباشد ، چرا که این امر یکسان تلقی کردن آن ها فرد خائن را در خیانت جدی کر ده ، خادم را از خدمت باز می دارد .
5-کمال طلبی والدین یا وسواسی بودن آن ها
گاه کمال طلبی والدین و نیز وسواسی بودن آن ها موجب می شود که همیشه بر انجام تکالیف به طور کامل تأکید کنند و این امر معمولاً باعث خستگی فرزندان از اجرای تکالیف می شود . فرزندان گاه به دلیل ناتوانی و نا کار آمدی ، بعضی از تکالیف را ناقص انجام می دهند ؛ اما باید دقت داشت که با تشویق ، کم کم کاستی های آنان در اجرای تکالیف کاهش می یابد . به عنوان مثال ، اگر فرزند سه سالۀ شما که قبلاً آشغال هایش را در وسط اتاق رها می کرد ، این بار با تذکرات شما آن را روی در سطل آشغال گذاشته است ، بهتر است این کار او را تشویق کنید تا در دفعات بعد کارش را به طور کامل انجام دهد .
6-تعارف کردن والدین به جای واگذاری تکلیف
برخی از والدین به جای محول کردن تکلیف به فرزندان ، به آن ها تعارف می-کنند یا آن ها را مخیّر می گردانند که این شیوه به تکلیف پذیری و حرف شنوی آن ها منجر نمی شود . برای مثال به فرزند خود می گویند : مامان می روی نان بخری ؟ و او معمولاً می گوید : نه . این شیوه صحیح نیست ، بلکه باید پول را به فرزند داد و محترمانه از او در خواست کرد و گفت : پسرم لطفاً برو نان بخر . این روش ، تکلیف و اگذار شده را نزد فرزندان جدی تر معرفی می کند ( نسیم رضوان).
تا این جا به مورادی اشاره کردیم که مانع حرف شنوی فرزندان می شود ، اما اگر دوست دارید فرزندانتان از شما حرف شنوی داشته باشند ، بهتر است راهبردهای زیر را به کار بندید .
عوامل مؤثر در افزایش حرف شنوی فرزندان از والدین
1. عصبانی نشوید
تلاش کنید تا آرامش خود را حفظ کرده ، با صدای آرام صحبت نمایید . اگر میزان عصبانیت شما از رفتار فرزندان زیاد است ، می توانید ابتدا نفس عمیق بکشید و سپس از 1 تا 10 بشمارید یا ذکر بگویید تا آرامش خود را باز یابید ، بعد با فرزندتان صحبت کنید . زیرا اساساً تربیت یعنی آموزش رفتار صحیح به کودکان ، اما اگر شما عصبی یا احساساتی باشید ، نمی توانید آمو زش را به طور مؤثر انجام دهید ( امید فردا ) . جین نلسون روان شناس خانواده می گوید : این که والدین چگونه با اشتباهات کوچک فرزندان کنار می آیند ، از ریختن شیر گرفته تا شکستن اسباب بازی ، می تواند منجر به دوستی و اعتماد بین آن ها و فرزندانشان شود یا سبب فاصله و خصومت گردد . گاهی فرزندانتان کارهایی می کنند که شما باید تحمل کنید. البته خیلی سخت است ، ولی برخورد خشونت آمیز به آن ها یاد نمی دهد چگونه رفتارشان را تصحیح کنند . برای مثال اگر با فریاد بگویید : فوراً آن را تمییز کن ، عمل تمیز کردن را نمی شنود . بلکه بیش تر لحن تنبیه گرشما را تماشا می کند ( محسن عزیزی).
2.برخورد مثبت داشته باشید
به رفتار مناسب فرزند خود توجه کنید و در همان لحظه از آن تعریف نمایید . سپس از او در خواست کنید ( یا او را راهنمایی کنید ) تا فعالیت بعدی را انجام دهد . در این روش برای هر کاری که کودک درست انجام می دهد ، امتیازی قایل شوید ، به نوعی که گویی جادویی در کار است . او به شکلی باور نکردنی در خواست های بعدی را اجابت می کند . به طور مثال ، به او بگویید : آفرین که یک لیوان شیر خوردی ، حالا بیا کمی تخم مرغ بخور یا این که : خیلی خوب مسواک زدی ، حالا بیا لباس خوابت را بپوش.
3.برای کنترل او به نرمی رفتار کنید
هرگاه از کودک خود خواهشی دارید ، به سمت او بروید و به نرمی او را لمس کنید ، به طوری که حضور شما تقریباً موافقت کودکتان را ضمانت کند . اکنون درست در جایی هستید که فرمان شما به یک عمل تبدیل می شود . به طور مثال اگر می خواهید فرزندتان میز را بچیند ،اگر با فریاد از او بخواهید که از آن طرف خانه بیاید و میز را بچیند ، حتماً مؤثر نخواهد بود . بهتر است نزد او بروید ، دستی از مهر بر سرش بکشید ، تبسمی بکنید و او را ببوسید . در این صورت تمایل به انجام تکلیف را در او به شکل بهتری پدید می آورید .چنان چه فرزندتان جذب فعالیتی گردیده است ، به آرامی دست به شانۀ او بزنید تا متوجه شما گردد . از او بخواهید موقعی که صحبت می کنید به شما نگاه کند . اگر فرزندتان به چشم ارتباط برقرار سازد ، برایش سخت است که لجبازی نماید (فاطمۀ اسلامیه ).
4.سعی کنید اول خودتان کاری را انجام دهید ، بعد از فرزندتان بخواهید
فردی که تکلیفی را محول می کند ، اگر خود عامل به آن باشد ، فرزندان را به اجرای فرمان های بیش تر ترغیب می کند . در همین زمینه قرآن کریم می فرماید : « لم تقولون ما لا تفعلون . » چرا می گویید آن چه را که عمل نمی کنید . انتظار انجام وظیفه توسط فرزند ، اگر خود والدین مقید به انجام آن نباشند ، نتیجه ای ندارد ( نیسم رضوان ).
5.انتخاب های دیگر را به کودک پیش نهاد کنید
در بسیار ی موارد می توانید به فرزندتان فرصت یک انتخاب محدود شده را بدهید تا خودش تصمیم بگیرد که چگونه دستورهای شما را انجام دهد . گاهی آزادی عمل در تصمیم گیری ، به کودک احساس قدرت و تسلط می دهد و با این احساس ، به تدریج مقاومت در برابر والدین کاهش می یابد . به طور مثال ، به او بگویید : الآن وقت حمام است . می خواهی دوش بگیری یا در وان حمام کنی ؟ یا این که : می خواهی نیم ساعت صبح ، نیم ساعت بعد از ظهر ریاضی کار کنی یا یک ساعت صبح ؟ یا اگر فرزند خرد سالتان روی میز ایستاده است ، به او بگویید : اجازه نداری روی میز بایستی ، خودت پایین می آیی یا من کمکت کنم ؟ در این صورت شما به نوعی ناتوانی های او را مهار می کنید و اعتماد به نفس از شما به فرزندتان انتقال می یابد .
6. بی طرفی خودتان را اعلام کنید
وقتی می گویید : « الآن برو بخواب » ، ممکن است نیروی کشمکش شخصی بین او و شما ایجاد شود . روش بهتر این است که دستورها را به حالت غیر شخصی بیان کنید . به طور مثال به او بگویید : ساعت نه است و وقت خواب تو ، و به ساعت اشاره کنید . در این حالت هر اعتراض و حس نا خوشایندی پدید آید ، بین کودک و ساعت است و نه بین او و شما . یا هنگامی که به او می گویید : خانه جای توپ بازی نیست ، او از این قاعده ناراحت می شود ، نه از شما .
7. توضیح دهید که چرا محدودیت لازم است
مردم وقتی در مورد قاعده یا دستوری توجیه شوند ، بهتر می توانند آن را بپذیرند ، اما در غیر این صورت آن را مستبدانه می پندارند . بنابراین هنگامی که برای اولین بار کودک را در موقعیت محدود کننده قرار دادید ، توضیح دهید که چرا فرزندتان باید آن را بپذیرد . شناخت علت قواعد ، باعث می شود رفتار مناسب در کودک درونی شود . در ضمن برای بیان علت قوانین ، به جای این که از توضیحات طولانی ، که بچه ها را خسته می کند ، استفاده کنید ، به طور خلاصه ، دلیل یک دستور را بیان کنید ، مثلاً : « دیگران را نزن ، چون بدنشان درد می گیرد . یا : وقتی اسباب بازی را از دست بچه های دیگر می گیری آن ها ناراحت می شوند ، چون هنوز بازی شان تمام نشده است . »
8. بر نقاط مثبت فرزندتان تأکید کنید و مسایل را برای او شرح دهید
بچه ها بیش تر پذیرای فرمان های مثبت اند تا منفی . به طور کلی بهتر است واضح و رو شن به کودک بگویید باید چه کار کند . دستورهای منفی مثل نرو ، نریز و نکن به کودک می گوید چه چیزی قابل قبول نیست ، اما رفتاری را که از او انتظار می رود ، بیان نمی کند . برای مثال ، به جای آن که بگویید : چطور جرئت کردی سنگ ها را پرتاب کنی ؟ بگویید سنگ برای پرتاب کردن نیست ، توپ را پرتاب می کنند . بدین ترتیب بر روی رفتارش تأثیر گذاشته و راه چاره-ای را بدون پرخاشگری به او یاد داده اید ( امید فردا ) .
9. فرزند خود را برای حضور در جمع آماده کنید
اگر فرزند شما در حضور دیگران بد رفتاری می کند ، باعث خجالت شما شده ، افرادی که شاهد خرابکاری او هستند ، رنجیده می شوند ، در این زمان اگر به او بگویید ساکت بنشین ، معمولاً رفتارش بهبود نمی یابد . بهتر است قبل از وضع جدید ، همچون سوار شدن به هواپیما یا حضور در مهمانی و جشن تولد ، موقعیت را برای او شرح دهید و انتظارات واقعی خود را بیان کنید . به طور مثال بگویید : وقتی سوار هواپیما شدیم ، در آن جا صندلی مخصوص خودت را داری ، باید نیشینی و کمربندت را ببندی ، می توانی کتاب بخوانی ، چیزی بخوری یا با اسباب بازی کوچکی بازی کنی . یا این که : فردا به جشن تولد می رویم ، از تو انتظار دارم شلوغ نکنی و هنگامی که دوستت هدایایش را باز می کند ، بنشینی وتماشا کنی .
10.به کودک کمک کنید کمی جلوتر را ببیند
بچه ها در هر موقعیتی که قرار دارند ، رویداد های بعدی را نمی بینند و فقط در لحظه زندگی می کنند . برای همین ، هنگام گذر از مرحله ای به مرحلۀ دیگر ، دچار مشکل می شوند . بنابراین بهتر است هنگامی که می خواهید او را از جایی که دوست دارد به جای دیگر ببرید ، ابتدا 5 تا 10 دقیقۀ قبل او را مطلع کنید و با ساعت نشان دهید که مثلاً وقتی عقربۀ بزرگ این جا آمد ، باید برویم ، تا خودش را آماده کند . اگر بی خبر دست او را بگیرید و به جای دیگر ببرید ، باعث آزار او می شوید ( فاطمۀ اسلامیه ) .
11.واگذاری کارها بعد از تفریح فرزند
موقعی که فرزندان به انجام فعالیت مورد علاقه ای مانند بازی یا تماشای تلویزیون مشغول اند ، کم تر به آن ها تکلیف واگذار کنید ، زیرا معمولاً نه تنها به سخن شما گوش نمی دهند ، بلکه شما به آن ها در س نافرمانی نیز می دهید . گاتری ،به عنوان یک روان شناس می گوید : اگر می خواهید به فرزندان خود درس نافرمانی بدهید ، وقتی که آن ها مشغول انجام کار مورد علاقه ای هستند ، به آنان تکلیفی محول کنید ( نسیم رضوان ) .
12. از جایی که برای او مشکل ساز است ، دورش کنید
اگر هر بار که با کودکتان به فروشگاه می روید با مشکلاتی رو به رو می شوید ، زمانی به آن جا بروید که کسی از او نگه داری می کند . بهتر است مدت یک ماه به او فرصت دهید و او را همراه خود به خرید نبرید . در ضمن برای او توضیح دهید که چرا او را همراه خود نمی برید . این عمل باعث می شود که رفتار منفی و نا فرمانی او از شما کم شود .
13. گاهی بعضی امور را به کودک یاد آور کنید
بچه ها به راحتی ممکن است چیزی را فراموش کنند . این وظیفۀ شماست که بعضی موارد را به آن ها تذکر بدهید . برای مثال ، اگر کودک شما فراموش کرد به دست شویی برود ، باید با مهربانی به او بگویید : وقت دست شویی رفتن است . یک کلمه یاد آوری برا ی او مفید خواهد بود ( فاطمه اسلامیه ) .
14. واگذاری کار مورد علاقه و تقسیم آن بین فرزندان
سعی کنید کارها را بین فرزندان خانواده تقسیم کنید . اگر والدین همۀ کارها را از فرزند کوچک تر بخواهند ، باعث جر و بحث میان آنان و فرزند کوچک می-شود و فرزند بزرگ تر از این موقعیت سوء استفاده می کند . در ضمن بهتر است به هر کدام از فرزندان فعالیت مورد علاقه شان را پیش نهاد کنید ، مثلاً اگر یکی به بیرون رفتن علاقه دارد ، خرید را به او واگذار کنید و به دیگری مرتب کردن اسباب بازی ها را واگذار نمایید ( کیهان نیوز ) .
15.از تنبیه بدنی خود داری کنید
از تنبیه بدنی برای تکلیف پذیری و حرف شنوی فرزندان استفاده نکنید . زیرا تنبیه فرزندان به سبب اجرا نکردن فرمان ، موجب مقاومت بیش تر آنان در برابر فرمان های بعدی والدین خواهد شد و علاوه بر حرف نا شنوی ، کینه توزی نسبت به والدین را نیز در دل خواهند پروراند ( نسیم رضوان ) .
در صورتی که با به کار بردن این راهبرد ها نیز به نتیجۀ مطلوب نرسیدید ، استفاده از راه کارهای ذیل می تواند به شما کمک کند :
1.یک جدول از کارهایی کودک باید انجام دهد ، تهیه کنید و در مقابل انجام کارهای مثبت به او امتیاز دهید و در صورت عدم فرمانبرداری از امتیازات قبلی او کم کنید . در مورد بچه های کوچک تر می توانید ، یک نقاشی تهیه کنید و در هنگام انجام کارهای خوب یک قسمت از آن را همراه با کودکتان رنگ کنید و هر وقت تمام آن رنگ شد به او جایزه دهید . برای مثال ، چنان چه صبح ها سخت ترین زمان در روز است ، به او مسئولیت داده ، با کمکش جدولی از تمامی کارهای که باید انجام دهد ( مسواک زدن ، شستن صورت ، لباس پوشیدن ، خوردن صبحانه و پوشیدن کفش ) تهیه کنید . بسیار بچه ها دوست دارند جدول را بررسی کرده ، موفقیت خود را اعلام نمایند ( فاطمۀ اسلامیه ) .
2.بیان زیان های حرف نشنوی در قالب قصه ها ، شعرها و حکایات برای کودکان مفید خواهد بود . برای مثال ، بیان داستانی مانند جوجۀ نا فرمان که به حرف مادرش گوش نکرد و در جنگل اسیر گرگ شد ، برای فرزندان عبرت آموز است .
3. در صورت عدم اجرای تکالیف توسط فرزند ، گاه می توان از روش «محروم سازی » استفاده کرد . برای مثال ، به فرزندی که تکلیف را انجام نداده است ، گفته می شود : چون این کار را انجام ندادی ، تو را امروز به پارک نمی برم .
4.کاستن مقداری از تقویت کننده که تحت عنوان « جریمه کردن » مطرح می-شود نیز تأثیر خواهد داشت . برای مثال ، وقتی که مادری به فرزند خود گفته است که با پول توجیبی خود فلان چیز را نخرد ، زیرا بهداشتی نیست و فرزند گوش نکرده ، مادر روز بعد مقدار کم تری پول در اختیار او قرار می دهد و دلیل آن را برایش توضیح می دهد . این امر موجب می شود که حرف ناشنوی فرزند کاهش یابد
آیا رفتار فرزندتان شما را دیوانه کرده است؟ حقیقت این است که اصلاً پدر و مادر بدون اضطراب در هیچ جای دنیا وجود ندارد. و همواره پدر و مادرها نگران سلامتی، بهداشت، روابط، نگرش و رفتار کودکشان هستند. همیشه نگران موفقیت آنها در زندگی هستند و دائم به خودشان میگویند آرام باش همهچیز خوب پیش میرود؛ ولی چگونه میتوان آرام بود وقتی فرزند شما به حرفهای شما گوش نمیدهد و به رفتار شما توجهی نمیکند. گاهی حتی داشتن یک خانه آرام و روابط صلحآمیز به رویایی دست نیافتنی تبدیل میشود و احساس میکنید هیچگاه به آن دست پیدا نمیکنید. «مطمئن باشید زمانی که چیزی را از فرزندتان با خواهش و التماس میخواهید، هیچگاه به آن دست پیدا نخواهید یافت؛ زیرا او شما را یک شخصیت آسیبپذیر خواهد دانست. حفظ آرامش والدین در برابر کودکان بسیار اهمیت دارد. ما معمولاً با نشان دادن واکنشهای عجیب و غریب و فریاد کشیدن سعی میکنیم خودمان را آرام و کودکان را کنترل کنیم. بسیاری از ما معتقدیم که تنها راه آرامشمان حرف گوش کردن بچههاست.
فریاد کشیدن
مشکل از نوع تفکر ما سرچشمه میگیرد. با فریاد کشیدن، در واقع کودکان پی به قدرت خود میبرند و فکر میکنند که آرامش بزرگترها در دست آنهاست و این احساس نیاز را نشان میدهد. وقتی به فرزند خود میگویید: من نیاز دارم که با برادرت دعوا نکنی و یا لازم است که به پدرت احترام بگذاری، در حقیقت به او میگوئید که من نیاز دارم این کار را انجام دهی تا به آرامش برسم. زمانی که از فرزندان درخواستی دارید، نسبت به آنها آسیبپذیر میشوید؛ زیرا ممکن است آنها خواسته شما را برآورده نکنند و قطعاً همیشه همه بچهها، خواستههای والدین خود را برآورده نمیکنند و همین جاست که احساس ضعف و ناتوانی میکنید؛ زیرا دو دستی قدرت را در اختیار کودک خود قرار دادهاید. دچار اضطراب میشوید و کنترل فرزندتان از دستتان خارج میشود و سعی میکنید دوباره کنترل او را در دست بگیرید و همین طور که اضطراب شما افزایش مییابد، به آن واکنش نشان میدهید و این واکنش به شکل فریاد و جیغ و انتقاد و سرزنش کودک ظاهر میشود. شما سعی میکنید او را کنترل کنید و او نیز به این امر واکنش نشان میدهد و با شما مقابله میکند. در این لحظه عصبانیت شما به اوج میرسد و با اینکه سعی میکنید آن را کنترل کنید، ولی نمیتوانید و این امر به سادگی به یک تنش دو جانبه تبدیل میشود. خیلی سریع تمامی افراد خانواده دچار اضطراب شده و مبارزه بر سر قدرت آغاز میشود و به نظر میرسد که هرگز این دعوا به پایان نمیرسد. به همین دلیل است که یادگیری مهارتهای حفظ آرامش از ضروریات است.
آیا در برابر موفقیت فرزندتان احساس مسئولیت میکنید؟
وقتی که شما خودتان را مسئول چگونگی رشد کودک میدانید، فشار زیادی به فکر و روانتان وارد میشود، احساس مسئولیت در برابر رفتارهای کودک موجب اضطراب شده و هر نوع بدرفتاری از طرف کودک، شما را عصبی خواهد کرد.
توقف اضطراب و حفظ آرامش
هدف شماره یک: حفظ آرامش؛ تمامی ما در دورهای از زندگی و کار خود حتماً یک رئیس یا مدیر داشتهایم و گاهی آنقدر از دست رئیس خود عصبانی بودهایم که دلمان میخواسته سر او فریاد بکشیم؛ ولی آرامش خود را حفظ کردهایم و به خود اجازه این کار را ندادهایم. این اولین و مهمترین گام است. به خودتان یادآوری کنید که موظفید آرامش خود را حفظ کنید و اجازه ندارید عصبانی شوید.
واکنش رفتار شما با کودک
با کودکتان مقابله به مثل نکنید و رفتارتان درست مانند او نباشد. هنگامی که واکنش شما به رفتار کودک درست مثل خود اوست، در واقع طبق خواسته کودک تان رفتار کرده و روش او را انتخاب کرده اید. شما باید نوع رفتار و واکنش تان را خودتان انتخاب و بتوانید آن را کنترل کنید.
رفتار فرزندان
مهم نیست که فرزند شما چگونه رفتار میکند، همیشه سعی کنید به عنوان یک پدر و مادر بهترین روش رفتاری را انتخاب کنید، فرزند شما واکنش شما را کنترل نمیکند؛ اما اگر گاهی اوقات مراقب نباشید، این اتفاق خواهد افتاد. به خود یادآوری کنید که هیچکس نمیتواند مرا کنترل کند؛ بجز خود من.
روی رفتارتان متمرکز شوید
روی خودتان تمرکز کنید؛ به جای اینکه روی نوع رفتار کودکتان متمرکز شوید، روی رفتار خودتان تمرکز کنید؛ به این ترتیب میتوانید روی احساسات خود بیشتر مدیریت داشته باشید. وقتی روی خودتان و اهداف زندگیتان متمرکز شوید، نفوذتان به کودک بیشتر خواهد شد و ارتباطتان با او بهبود خواهد یافت.
احساساتی عمل نکنید
از روی عقل خود تصمیم بگیرید و به احساسات زودگذر توجهی نداشته باشید. قبل از هر واکنشی آرامش خود را حفظ کرده، کمی منطقی و عقلانی فکر کنید و سپس تصمیم بگیرید. اجازه دهید احساس نقش اطلاعرسانی داشته باشد. ولی به آنها اجازه ندهید فرمان زندگی شما را در دست بگیرند. بهترین نوع تصمیمگیری، تصمیم منطقی و عاقلانه و به دور از احساسات است.
روش حل مسائل و مشکلات
بیشتر پدر و مادرها در مورد آنچه که در برابر آن مسئولند و آنچه که هیچ مسئولیتی در برابر آن ندارند، سردر گم هستند و درک درستی از آن ندارند. برخی از کارها به دامنه وظایف شما محدود نمیشود؛ مثلاً انجام تکالیف مدرسه! این جزء وظایف کودک است و شما در برابر انجام دادن و یا ندادن آن مسئولیتی ندارید. اگر همیشه به فکر رفتارها و کارهای کودک باشید، دچار استرس میشوید. کودک را متوجه کنید که شما میتوانید روش حل مشکل و مسائل مربوط به او را آموزش دهید، ولی وظیفه ندارید مشکل را حل و رفع کنید. به جای اینکه برای کودک ماهی بگیرید، به او ماهیگیری یاد دهید. اگر همیشه به دنبال رفع نگرانیهای او باشید، او هیچ گاه معنای مسئولیت را درک نخواهد کرد و شما روز به روز آشفتهتر و وظایفتان بیشتر و بیشتر میشود.
گوش کنید
شما مسئول گوش دادن کودک به حرفهایتان نیستید و تنها مسئول هستید که در برابر رفتار او واکنش مناسب نشان دهید. اگر قرار بود هر کس و تنها یک نفر مسئول رفتار دیگری باشد، جهان چه شکلی میشد؟
به جای اینکه خودتان را مسئول رفتار فرزندتان بدانید سعی کنید با انتخاب روش مناسب، نوع رفتار او را تغییر دهید و پیامدهای رفتارش را به او یادآوری کنید. با این کار در درازمدت کنترل رفتار کودکتان را در دست خواهید گرفت.
از خود بپرسید که چه روشهایی به آرامش من کمک میکند؟ برخی افراد با سکوت و حرف نزدن به آرامش میرسند و عدهای با یک نفس عمیق و برخی هم با انرژی مثبت و تلقین جملات مثبت به خود. به خاطر داشته باشید که هیچگاه نباید هنگام عصبانیت از خود عکسالعمل زشتی نشان دهید. کمی در اتاق قدم بزنید و یا به حمام بروید تا کمی آرامتر شوید و یا دستکم آن موقعیت و مکان را ترک کنید.
فکر کنید و تصمیم بگیرید
یک نفس عمیق بکشید و یک لحظه به کاری که تصمیم به انجام آن دارید، فکر کنید یک تفاوت بزرگ میان پاسخ درست و واکنش سریع وجود دارد. حتماً قبل از اینکه در برابر رفتار کودکتان واکنش نشان دهید، یک نفس عمیق بکشید.
این کار علاوه بر اینکه موجب آرامش شما میشود، فرصتی فراهم خواهد کرد تا بتوانید فکر کنید. وقتی سعی میکنید فرزندتان را مجبور کنید به خواسته شما عمل کند، در حقیقت سعی میکنید او را کنترل کنید، به این موضوع نیز توجه داشته باشید که ممکن است او روز سختی را طی کرده باشد و با فشارهایی که از طرف شما به او اعمال میشود، روز او سختتر و فشار عصبی روی او بیشتر شود و ممکن است رفتار بدی از خود نشان دهد.
جملات زیر را به خاطر بسپارید
«آرام باش و نفس عمیق بکش»، «اصلاً موضوع مهمی نیست»، «صبر کن»، «کمی فکر کن» و … هر جملهای را که به آرام کردن شما بیشتر کمک میکند، در اولویت قرار دهید.
حتی میتوانید به یک مکان زیبا فکر کنید و با تصور کردن آن در ذهنتان به آرامش برسید.
سعی کنید برای خودتان یک تصویر ذهنی بسازید. با تکرار این تمرین، هنگام عصبانیت، آن تصویر ناخودآگاه در ذهن شما نقش میبندد و احساس آرامش میکنید.
به خودتان فرصت دهید
حتماً لازم نیست بلافاصله بعد از اینکه کودکتان با زانو به پای شما کوبید، شما از خود عکسالعمل نشان دهید، حتی اگر خیلی عصبانی هستید، کمی صبر کنید. همیشه یک پاسخ منطقی در پی تفکر و هدف و زمان، ارائه میشود. هدف شما حل مشکل و تغییر نوع رفتار کودک است، نه انتقام و مبارزه با او. فکر کنید که در این لحظه با نشان دادن چه نوع رفتاری میتوانید به کودک خود کمک کنید. به خاطر داشته باشید که این واکنش در واقع به آرامش و مدیریت احساسات شما کمک خواهد کرد و تغییر نوع رفتار کودکی که از همان ابتدا به اشتباه تربیت شده، کمی زمانبر و مشکل است. پدر و مادر همانند رهبر یک سازمان هستند و هر چقدر مدیر یک سازمان محترمانه و منصفانه رفتار کند، در کارش موفق تر خواهد بود. مثل یک پدر و مادر مسئول عمل کرده و به پیامد آنچه انجام میدهید، فکر کنید. به طبیعت کودک خود توجه داشته باشید، هیچگاه نمیتوان یک گورخر را به یک پلنگ تغییر داد! میتوانید به کودک خود کمک کنید تا مهارتهایش رشد کند، اما نمیتوانید شخصیت او را ناگهانی دگرگون و مثلاً یک فرد درونگرا را به یک انسان شلوغ و شوخ تبدیل کنید. توقعات منطقی و بجا داشته باشید و بدانید که با آرامش خود میتوانید او را به سوی رفتار بهتر هدایت کنید و وقتی که شما پدر یا مادر آرامی هستید، به ناگاه کل سیستم خانواده شما تغییر خواهد کرد. به این موضوع دقت کنید که یک کارمند ممکن است نتواند با یک رئیس خاص کار کند، ولی با فرد دیگری، فوقالعاده باشد و بسیار هم موفق عمل کند؛ پس این موضوع به نوع رفتار رئیس اداره بستگی دارد. همین مسأله در مورد نوع برخورد و رابطه والدین با فرزندان نیز صدق میکند. فقط کافی است برای اصلاح رفتار کودک، ابتدا خودتان را اصلاح کنید.
1.مراقب خود باشید
اگر مراقب خود نبوده باشید، نخواهید توانست از کودکان، همسر و خانه خود مراقبت کنید. بنابراین اولین گام برای ایفای نقش خود به عنوان یک مادر یا پدر خوب این است که به خودتان برسید.
ورزش کنید، به رژیم غذایی خود دقت کنید، تفریح و سرگرمی را فراموش نکنید، خواب کافی داشته باشید، و مهارت نه گفتن را تمرین کنید. یادتان باشد فرزندان شما سزاوار داشتن والدین سالم و خوشحال هستند.
2. ایده آل گرا نباشید
یادتان باشد چیزی به نام پدر یا مادر ایده آل وجود ندارد. بنابراین فکر ایده آل بودن را از سرتان بیرون کنید و فقط سعی کنید بهترین پدر یا مادری باشید که می توانید. اشکالی ندارد اگر گاهی اشتباه کنید و به کودکانتان نشان دهید که آنچه مهم است تلاشی است که برای خوب بودن می کنید.
فراموش نکنید تربیت فرزندان کاملا ایده آل شدنی نیست، ولی همیشه می توان فرزندان خوبی را تربیت کرد.
3. خودتان باشید
درست است که شما یک مادر یا پدر هستید، ولی هنوز شخصیت مستقل خود را دارید، با احساسات و عقاید مخصوص خودتان. پدر یا مادری باشید که خودتان می خواهید، نه مادرشوهر یا مادرخانمتان. بگذارید فرزندتان احساسات واقعی شما را ببیند. اجازه ندهید عنوان "مامان" یا "بابا" شما را به شخص جدیدی تبدیل کند. ماجراهای بچگی خودتان را تعریف کنید، از محل کار خودتان بگویید و اجازه بدهید فرزندانتان شما را به عنوان یک انسان با شخصیتی مستقل بشناسند، نه فقط به عنوان یک پدر یا مادر.
4.فریاد نزنید. فقط صحبت کنید.
وقتی کودکمان فریاد می زند، آشفته می شویم و وقتی خودمان فریاد می زنیم بر این آشفتگی افزوده می شود. گوش دادن به یک صدای آرام ولی جدی بسیار آسان تر از گوش دادن به داد و فریاد است. فراموش نکنید وقتی با فرزندمان صحبت می کنیم، می خواهیم به محتوای آنچه می گوییم توجه کند نه به عصبانیتمان.
می توانید روی دستتان علامتی بگذارید که به شما یادآوری کند نباید فریاد بزنید. به یاد بیاورید وقتی پدر یا مادرتان فریاد می زد چقدر ناراحت می شدید و چه احساسی نسبت به او پیدا می کردید.
5. بخندید
آنچه کودکتان انجام می دهد ممکن است برای شما جالب نباشد، ولی مطمئنا برای دیگران جالب خواهد بود. بنابراین دفعه بعد که اشتباهی از او سر زد، به قسمت خنده دار ماجرا نگاه کنید و بخندید. امتحانش ضرری ندارد، مطمئن باشید وقتی شما می خندید، او هم خواهد خندید.
اگر میخواهید به عنوان والدینی دلسوز و مسئول، آینده جسمی و روانی پسران خود را تأمین کنید، رعایت این نکات را فراموش نکنید:
1) پدر و مادر قبل از هر دوست ناباب یا جامعه ناسالمی میتوانند رفتارهای پرخطر را به فرزندانشان بیاموزند. نتیجه تازهترین تحقیقات روی بیش از 2000 نوجوان که به مصرف سیگار و مواد مخدر و... اعتیاد داشتند، نشان داده که 40 تا 60 درصد از این نوجوانان، برای اولین بار نحوه استعمال مواد دخانی را در خانه و توسط والدین خود آموختهاند؛ بنابراین اولین گام در دور نگه داشتن فرزندان از مواد مخدر، استعمال نکردن آنها توسط والدین و بویژه در منزل است.
2) شما نمیتوانید از نوجوانتان توقع داشته باشید که مدام در محیطهای آلوده و در مجاورت افراد معتاد قرار داشته باشد و هیچ تمایل یا حس کنجکاوی نسبت به مصرف مخدرها از خود نشان ندهد؛ بنابراین از رفت و آمد با دوستان یا اقوامی که اقدام به مصرف مخدرها جلوی اعضای خانواده میکنند، خودداری کنید.
3) با پرهیز از رذایل اخلاقی مانند دروغگویی، خشم و عصبانیت بیموقع یا ناسزاگفتن، الگوی رفتاری مناسبی برای نوجوانتان باشید.
4) بسیاری از پدران دوست دارند آیندهای را که برای خود متصور بودهاند و به آن نرسیدهاند برای پسرانشان ترسیم کنند، اما خیلی از افسارگسیختگیها و فاصلههای بین والد و فرزند از همین جا شروع میشود. شما به عنوان یک پدر خوب، فقط وظیفه شناساندن راههای صحیح و غلط به فرزندتان و مشورت کردن با او در مورد علاقهمندیهایش را دارید و بهتر است انتخاب نهایی را به عهده فرزندتان بگذارید.
5) بسیاری از پسران از گوش دادن به نصیحتها و توصیههای همیشگی گلهمندند و فکر میکنند که نصیحت بیش از حد یعنی عدم اعتماد خانواده و کوچک شمردن آنها. میتوانید با خریدن انواع کتابها یا فیلمهای آموزنده، فرزند خود را از نوجوانی درباره مسائل و مشکلات موجود در جامعه به طور غیرمستقیم آگاه کنید.
6) پسران در سنین نوجوانی علاقه خاصی به استقلال، جدا شدن از خانواده و پیوستن به گروه همسالان دارند و نگرانی بسیاری از والدین، از ناشناخته بودن دوستان فرزندشان نزد آنهاست. برای اینکه هم فرزندتان را خوشحال کنید و هم با دوستان جدیدش بیشتر آشنا شوید، میتوانید هر چند وقت یک بار، یک مهمانی دوستانه ترتیب دهید و دوستان فرزندتان را هم با خانوادههایشان به صرف یک عصرانه ساده دعوت کنید. میتوانید برای تسلط بیشتر بر روابط فرزندتان هم، ماهی یک بار، یک برنامه کوهنوردی با دوستان فرزندتان و خانواده آنها بچینید.
7) از تحقیر، توهین یا مقایسهکردن پسرتان با دیگران به شدت پرهیز کنید؛ چون انجام این اعمال موجب پرخاشگر و زورگو شدن آنها در آینده میشود و این گونه فرزندان تحقیر شده بعد از رسیدن به استقلال سعی میکنند با توسل به زور وجود و قدرتشان را به دیگران اثبات کنند.
8) پسران، پدران آیندهاند و باید مسئولیتپذیر بار بیایند؛ بنابراین انجام برخی از کارهای خانه را حتی اگر خیلی کم و پیش پا افتاده باشند به عهده پسرتان بگذارید؛ کارهایی مانند خرید نان یا گذاشتن کیسه زباله بیرون از منزل.
9) پسران در سنین نوجوانی علاقه زیادی به دیده و پذیرفته شدن از طرف جامعه دارند؛ بنابراین برای این کار اقدام به عوض کردن ظاهر و نوع پوشش خود میکنند. در مواجهه با این گونه مسائل، نباید با پرخاشگری و توهین فرزندتان را از تغییر ظاهرش منع کنید، بلکه باید با زبانی خوش و دلیل و منطق مناسب، او را تشویق به پذیرفته شدن از راههای دیگری غیر از تغییر ظاهر غیر متعارف کنید. از او بخواهید که رشته هنری یا ورزش مورد علاقهاش را به صورت حرفهای ادامه دهد و موفقیتها و قهرمانیهای پیاپیاش سبب غرور و افتخار خودش و شما باشد.
10) آزادی مفرط ، بیشتر مخرب است نه موثر. شما با آزاد گذاشتن فرزند پسرتان در هر زمینهای و برآورده کردن همه نیازهای او، فردی متکبر و خودخواه از او میسازید و موجب میشوید که او فکر کند در همه مکانها و زمانها، هر کاری که دلش بخواهد میتواند انجام دهد، اما وقتی طی زندگی با مسائلی غیر از آنچه باب میل اوست روبرو شود، یأس و ناامیدی سراسر وجودش را فرا میگیرد و عاقبت این نوجوانان چیزی نمیشود جز احساس پوچی و...
11) پسرها عمدتا عهدهدار چرخاندن چرخ مالی و اقتصادی زندگی در آینده هستند؛ بنابراین بهتر است پدران، آنها را با مسائل و مشکلات مالی و حساب و کتاب و نحوه صحیح پول خرج کردن آشنا کنند و از نوجوانی پس انداز کردن و صرفهجویی را به آنها یاد دهند.
12) این یک باور غلط است که دخترها بیشتر از پسرها به محبت نیاز دارند. پسرها هم به اندازه دخترها به محبت و حمایت عاطفی بویژه از طرف خانوادهشان احتیاج دارند؛ وظیفه پدر یا مادر مهربان که به فکر سلامت روان فرزندش است، رعایت تعادل و عشقورزی به همه فرزندان چه پسر چه دختر است.
13) معمولاً پسرها با پدرانشان راحتترند و بهتر میتوانند مشکلاتشان را با آنها در میان بگذارند؛ بنابراین به عنوان پدری مسئول، روزی یک ساعت از وقتتان را به پسرتان اختصاص دهید و او را در راه حل مشکلاتش یاری کنید. فقط حواستان باشد که خشونت و پرخاش، جایی در راهنماییهایتان نداشته باشد تا فرزندتان از مشورت کردن با شما پشیمان نشود و مشکلاتش را خارج از خانه و به روشهای نادرست حل نکند.
14) پسربچهها علاقه شدیدی به بازیهای خشن کامپیوتری دارند. برای جلوگیری از ناراحتیهای جسمی و روحی فرزندتان، از تنها و آزاد گذاشتن او برای ساعتها بازی با کامپیوتر خودداری کنید.
15) بد نیست که حساب دخل و خرج فرزندتان را داشته باشید و دورادور بدانید که او پولهایش را چه طور خرج میکند. خرید سیگار میتواند بسادگی خریدن یک بسته آدامس یا پفک باشد!
16) به پسرتان بیاموزید که زورگویی و قلدری راه معقول و پسندیدهای برای رسیدن به خواستهها نیست؛ بنابراین بهتر است برای حل مشکلاتش راههای منطقی و آرام را پیش گیرد تا محبوبیتش پیش اطرافیان بیشتر شود.
17) پسرها به خاطر موقعیت خانوادگی خاصی که در آینده دارند و باید مسئول و مدیر یک زندگی شوند، نیاز زیادی به اعتماد به نفس بالا دارند. شما میتوانید با سپردن کارهای مهم به پسرتان و گفتن این جمله که «من میدانم تو به بهترین شکل ممکن این کار را انجام میدهی» اعتماد به نفس فرزندتان را بالا ببرید و حس مفید بودن را به او القا کنید.
18) با مسئولان و مشاوران مدرسه او در تماس باشید تا بتوانید از تغییرات احتمالی روانی یا تحصیلی فرزندتان خبردار باشید.
19) برای این که پسرتان احساس نکند به خاطر جنسش هیچ محدودیتی ندارد، قوانین خانواده را بنویسید و به دیوار اتاقش بچسبانید و حتماً ساعات ورود و خروج او را طبق مقررات خانواده درج کنید و اگر دیدید که از حدش تجاوز کرد، بنا به روحیاتش، تنبیه یا تشویقی برایش در نظر بگیرید تا بهتر شرایط خانواده را بپذیرد.
20) از سوی دیگر جوری رفتار نکنید که فرزندتان احساس کند برای هر کاری باید نظر شما را رعایت کند و حق انتخاب در هیچ زمینهای را ندارد، این رفتار او را سرخورده میکند. انتخاب رنگ اتاق، لباس یا نوع تغذیه را به عهده خودش بگذارید.
21) هیچ گاه در برابر دختر یا فرزند کوچکترتان به پسرتان نگویید که تو بزرگی یا پسری و این رفتارها از تو بعید است. عادلانه قضاوت کنید و به فرزندانتان بیاموزید که به یکدیگر احترام بگذارند و حقوق یکدیگر را هم رعایت کنند
سر حرف را با نوجوان باز کنید
به جای این پا و آن پا کردن و خوردن مدام حرف هایتان، خودتان باشید و در کمال آرامش و با مقدمه ای شیرین باب سخن را بگشائید! با ساده ترین ها، مکالمه را شروع کنید
مثلا، بگوئید: " چه خبر؟"، " امروز چطور بود؟" ،"ناهار خوشمزه بود!" و...
همین سوال های ساده باعث می شود فرزند شما کم کم شروع به حرف زدن کند و خیلی از مسائل خود را با شما در میان بگذارد.
پیش از گفتگوی اصلی، بستر سازی کنید
بهتر است پیش از پرداختن به موضوع اصلی، بستر سازی کنید. مثلا، بر سر دیگر مسائل مهم زندگی نوجوان و یا خانواده توقف نمائید و در مورد یکی از اتفاقات پیش آمده اخیر، نظر او را بخواهید. سپس به تدریج گفتگو را هدایت کرده و در نهایت به سمت موضوعی که متمایلید در مورد آن بحث کنید، پیش ببرید. بدین طریق شما خواهید توانست فضای دوستانه ای را بر روابط خود و نوجوانتان حاکم سازید و او را راغب به گفتگو کنید.
بحث را با پرسش های منظوردار شروع نکنید
اولین قدم برای نتیجه دادن یک بحث، این است که به شخصیت نوجوانتان احترام بگذارید. در این صورت است که او با شما احساس راحتی کرده و درددل می کند.
بدون هیچ گونه سرزنش، انتقاد و یا تحقیری با بیان مثال ملموسی، بر رفتار نامطلوب نوجوان، ایست کنید و نظر او را راجع به آن جویا شوید. اگر می خواهید بحثی منطقی و نتیجه دار داشته باشید، بحث را با پرسش های منظوردار شروع نکنید. اگر از نوجوانتان بپرسید:" از صبح تا به حال کجا بودی؟" یا بگوئید:" معلوم است چه می کنی! می خواهی آبروی خودت و ما را ببری!"، مطمئنا به نتیجه نخواهید رسید و چیزی جز پرخاشگری و عصبانیت، جوابهای سروبالا و دروغ های نوجوان، چیزی عایدتان نخواهد شد.
بهتر است صحبت های خود را با سوال هایی کلی شروع کنید تا بحث کم کم پا بگیرد. مثلا بگوئید: "خوب امروز چه کارها کردی؟! از دوستانت چه خبر؟! و...".
به حرف نوجوان گوش دهید
در صورتی که موفق به ارتباط گرفتن شدید، در این مرحله توصیه می شود تا آنجایی که ممکن است اظهار نظر نکرده و دیدگاه خود را بیان نکنید. اجازه دهید سکان هدایت گفتگو به دست نوجوان باشد. فقط به حرف نوجوان گوش دهید. بهتر است هرازچند گاهی با بیان عباراتی چون " آهان، اوهوم، ..." به او ثابت کنید که سرو پا گوش هستید و یا با پرسش سوالاتی از آنچه که گفته است، نظر او را برای ادامه بحث، جلب کنید و خود نیز به این اطمینان برسید که صحبت های او را درست متوجه شده اید.
از او سوال کنید ولی قضاوت نکنید
همیشه فرض را بر این بگذارید که او دلیلی منطقی برای انجام کارهای خود داشته است. بدون هیچ سوگیری و برداشتهای یک جانبه، سوالات خود را بپرسید و منتظر جوابهای قانع کننده نوجوان باشید. اگر قانع نشدید سوال خود را به طریقی دیگر بیان کنید و از نوجوان توضیح بیشتری بخواهید. برای درک و تفهیم بهتر مسئله، سعی کنید بی هیچ غرضی رفتارنوجوان را توصیف کنید و نظر او را نیز را راجع به آن بخواهید. البته یادتان باشد برای توصیف رفتارهای نوجوانتان، از واژه های "غلط" و " احمقانه" استفاده نکنید.
دنبال بهانه گیری و جروبحث نباشید
اگر می خواهید نوجوانتان پس از مدتی فقط صدای شما را نشنود بلکه به حرفتان نیز گوش دهد بایستی حواستان به گفتگوها باشد. دنبال بهانه گیری و جر وبحث نباشید. از کاه، کوه نسازید و بر سر هر موضوع کوچک و بزرگی غرغر نکنید. چشم تان را بر روی برخی از رفتارهای غلط او ببندید تا جای بحث برای موضوعات مهم تر باقی بماند.
به او بفهمانید نگران او هستید
برای این که نوجوان اجازه مداخله در مشکلات شخصی اش را به شما بدهد، به او بفهمانید نگرانش هستید و قصد کمک دارید. طوری رفتار نکنید که انگار شما همه بایدها و نبایدهای زندگی نوجوان را می دانید.مثلا، به او بگوئید:" چند وقتی است تو خودت هستی، نمی دانم چه موضوعی پیش آمده اما می توانی برای هر نوع کمکی روی من حساب کنی!".
آرام و با صراحت کامل با نوجوان صحبت کنید
اگر چه شاید بسیار برافروخته و عصبانی باشید اما تمام تلاشتان را کنید تا برخوردتان با نوجوان تند نباشد. خیلی آرام اما با صراحت و صداقت کامل در مورد سیگار کشیدن، دوستان ناباب، افت تحصیلی و... با فرزندتان صحبت کنید و جنبه های مثبت و منفی رفتار اشتباهش را توضیح دهید. او باید بفهمد که راه را اشتباه می رود و ممکن است در آینده دچار مشکلات بسیاری شود.
با عصبانیت او مقابله مثل نکنید
اگر نتیجه مساعدی از گفتگو حاصل نشد، ممکن است نوجوان عصبی و بداخلاق شده و رفتار تندی با شما داشته باشد. در این شرایط شما باید به خود مسلط باشید و این رفتار او را راهی برای ابراز هیجاناتش تعریف کنید. سعی کنید به سردرگمی و عصبانیت او دامن نزنید و یا دهان به دهانش نشوید.
تصمیم را به عهده خودش بگذارید
اگر گمان می کنید نتیجه گفتگو رضایت بخش بوده است بهتر است پس از بیان دلایل و توجیه نوجوان، مثل آن ضرب المثل ماهی و ماهیگیری رفتار کنید! به جای این که تلاش کنید ماهی صید کرده خود را به زور به نوجوانتان بدهید، ماهیگیری را به او بیاموزید. به هنگام مواجهه با مشکلات نیز، به جای بازی نقش قرص حلال مسائل، سعی کنید تصمیم را به عهده خودش بگذارید. قدرت نیروهای درونی نوجوانتان را یادآوری کنید، استعدادها و شایستگی هایش را به رخ بکشید و به او بگویید که در هر شرایطی پشتیبان و یاور او خواهید بود .
منبع:تبیان
فرزندانمان را مُحِبِّ اهلبیت تربیت کنیم
🔴 واکنش بچه هابه رفتار والدین
اگر رفتار والدین با گفتارشان یکسان باشد کودک این مراحل را طی می کند :
اول #تقلید از شما
بعدا #تحلیل کار شما
سپس #تکریم شخص شما
آنوقت #تبلیغ اعتقادات شما
اما اگر رفتار والدین با گفتارشان یکسان نباشدکودک مسیر زیر را انتخاب می کند :
اول #تقلید از شما
بعدا #تحلیل کار شما
سپس #تحقیر شخص شما
آنوقت #تکفیر اعتقادات شما
پس والدین عزیز
لم_تقولون_ما_لا_تفعلون؟!
چرا میگوئید آنچه که انجام نمیدهید؟!
به یک درخت نگاه کنید! با دقت نگاه کنید ! آیا همچون اینه ای سیر و روند حیات رو به ما نشان نمیدهد ?
یک روز زمستانی درخت لخت و خالی با شاخه های سر برآورده و ریشه هایی درون خاک. بعد وقتی بوی بهار را می شنوه شروع می کند به جوانه زدن ، برگهای تازه و نورس ، کم کم روی شاخه ها پیدا می شوند، ترد و نازک و لطیف با رنگ سبز روشن ، بعد وسط یک روز بهاری نگاه می کنی می بینی درخت پر شده از برگ های تازه و شاداب ، پر از انرژی .، زیبایی خود را به رخ می کشد و باز برگها سبزتر می شوند تیره تر ، ضخیم تر، جاندار تر ، و بعد یه روز تابستانی نگاه می کنی در خت رسیده کامل، پر از میوه .
اون به ثمر نشسته به اوج رسیده و بعد کم کم برگ ها شروع می کنند به کدر شدن ،به خشک شدن ، طراوت و جوانی خود را از دست می دهند . به پاییز که می رسیم برگها زرد شده اند ،بیجان و بی رمق و به بادی بندند تا بیفتند و تا به زمستان می رسیم از شاخه جدا شده و بر خاک می افتند تا همراه خاک در بهار بعد زندگی را به نوعی و در شکلی دیگر ادامه دهند
هر سال این جریان تکرار می شود. دوباره رویش. دوباره جوانی دوباره رسایی و بعد پیری و بعد مرگ، و درخت اگر دچار بلائی نشود اگر حادثه ای در کمینش نباشد. اگر بیماری تهدیدش نکند هر سال رشیدتر و تنومندتر به هستی خود آدامه می دهد تا آنهم به رسایی برسد. خود درخت هم بعد از سالیان دراز رو به پیری می رود و از درون پوسیده و خالی می شود تا روزی بمیرد . ولی باز نهال های کوچک و جوان جای آن را می گیرند و این روند تا ما یادمان هست ادامه دارد.
.هر روز رنگی و جلوه ای دیگر. درخت اینه ایست در برابرمان تا سیر هستی را در آن بنگریم شکل و ظاهر درخت هر روز به نوعی دیگر است .
ولی هستی ادامه دارد هر سال با بهار شکوفا و با آمدن زمستان می میرد ولی باز جوانه می زند.
این قانون طبیعت است چرخه ای که تکرار می شود هستی ای در درون هستی دیگر که خود باز تکراری دارد به گونه ای دیگر و این چرخه می چرخد و می چرخد. مگر حادثه ای این روند طبیعی را بر هم زند
ولی این همه آن چیزیست که ما می بینیم ولی چیز هایی هست که ما نمی بینیم .آن انرژی و آن روان هستی که دیده نمی شود همیشه هست تغییر ندارد و تمامی این چرخ و گردش را بوجود آورده است . آن روان هوشیار و همیشه زنده که فقط با چشم دل و با دید درون دیده می شود. چون آن انرژی در ما هم هست .به شکلی دیگر در سایر شکل ها و صورت های حیات هم هست.
باید آن روان مشترک مابین همه شکل های هستی را در یابیم .